مهربانی
-
تاریخ: 1392/3/15 ساعت: 1:03
مهربانيت را به دستي ببخش ؛ که مي داني با او خواهي ماند وگرنه حسرتي مي گذاري بر دلي که دوستت دارد ... !!!
چوپان دروغگو
-
تاریخ: 1392/3/15 ساعت: 1:01
چوپان قصه دروغگو نبود، تنها بود. از فرط تنهایی فریاد گرگ گرگ سر می داد افسوس که کسی تنهایی اش را درک نکرد، همه در پی گرگ بودند در این میان فقط گرگ فهمید که چوپان تنهاست...!
باران
-
تاریخ: 1392/3/15 ساعت: 0:59
باران همیشه می بارد، اما مردم ستاره را بیشتر دوست دارند ..!!! نامردیست آن همه اشک را به یک چشمک فروختن …
سکوت
-
تاریخ: 1392/3/15 ساعت: 0:52
سـکوت" خطرناکتر از "حـرفهای نیشدار" است! بدونِ شَـك کسی که "سُکــوت" مـی کــند؛ روزی حرفهایش را سرنوشت به شما خواهد گفت...
بابا لنگ دراز
-
تاریخ: 1392/3/13 ساعت: 17:41
بابا لنگ دراز عزیزم تمام دلخوشی دنیای من به این است که ندانی و دوستت بدارم! وقتی میفهمی و میرانی ام چیزی درون دلم فرو میریزد ... چیزی شبیه غرور! بابا لنگ دراز عزیزم لطفا گاهی خودت را به نفهمیدن بزن و بگذار دوستت بدارم ... بعد از تو هیچکس الفبای روح و خطوط قلبم را نخواهد خواند ... نمیگذارم ... نمیخوا...
واحه ای در لحظه
-
تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 16:56
به سراغ من اگر می آیید پشت هیچستانم پشت هیچستان جایی است پشت هیچستان رگ های هوا پر قاصدهایی است که خبر می آرند از گل واشده دورترین بوته خاک روی شنها هم نقشهای سم اسبان سواران ظریفی است که صبح به سرتپه معراج شقایق رفتند پشت هیچستان چتر خواهش باز است تا نسیم عطشی در بن برگی بدود زنگ باران به صدا می...
قایقی خواهم ساخت
-
تاریخ: 1392/3/2 ساعت: 16:54
قایقی خواهم ساخت خواهم انداخت به آب. دور خواهم شد از این خاک غریب که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه عشق قهرمانان را بیدار کند. قایق از تور تهی و دل از آروزی مروارید، همچنان خواهم راند نه به آبیها دل خواهم بست نه به دریا ـ پریانی که سر از آب بدر می آرند و در آن تابش تنهایی ماهی گیران می فشانند فسون از...
فاصله
-
تاریخ: 1392/3/1 ساعت: 17:37
چه قدر فاصله اینجاست بین آدمها چه قدر عاطفه تنهاست بین آدمها کسی به حال شقایق دلش نمی سوزد و او هنوز شکوفاست بین آدمها کسی به نیت دل ها دعا نمی خواند غروب زمزمه پیداست بین آدمها چه می شود همه از جنس آسمان باشیم طلوع عشق چه زیباست بین آدمها تمام پنجره ها بی قرار بارانند چه قدر خشکی و صحراست بین آدمها...
خدا
-
تاریخ: 1392/3/1 ساعت: 17:35
همه در بعثت ذرات هستیم همه پیغمبر به ذات هستیم بشر آینه دار بی ثباتی است وگرنه دانش توحید، ذاتی است خدا جز خاک مآوایی ندارد جهان غیر از خدا جای ندارد خدا در لابلای لامکان است خدا مث حقیقت بی نشان است خدا در گل، خدا در آب، رنگ است خدا نقاش این جمع قشنگ است خدا یعنی درختان حرف دارند شقایق ها درونی ژرف...
باور کنید که عشق حماقت است!
-
تاریخ: 1392/2/31 ساعت: 21:34
عشق، حماقتیست از سرِ اختیار عشق، آسودگی و لذت از سرِ سرخوشی نیست عشق لذتِ رسیدن و دست توی دست نیست عشق حرارتِ همآغوشی و لب روی لب نیست عشق لذت از فدا شدنِ کسی برای وجودت نیست عشق نجوای عاشقانهی: «عزیزم! تو یک فرشتهای» نیست! عاشق که باشی، ساکتی نمیدانی عاشقی یا آدمی عشق به جای ت...
سکوت
-
تاریخ: 1392/2/4 ساعت: 23:42
سکوت همیشه به معنای “رضایت” نیست. گاهی یعنی، “خسته ام از اینکه مدام به کسانی که هیچ اهمیتی برای فهمیدن نمی دهند، توضیح دهم.”
درد و دل یک زن ایرانی با مرد هموطنش
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 21:05
پیاده از کنارت گذشتم گفتی قیمتت چنده خوشکله... سواره از کنارت گذشتم گفتی برو پشت ماشین لباسشویی بشین. در صف نان نوبتم را گرفتی چون صدایت بلندتر بود. در صف فروشگاه نوبتم را گرفتی چون قدت بلندتر بود. زیر باران منتظر تاکسی بودم مرا هول دادی و خودت سوار شدی. در تاکسی خودت را به خواب زدی تا سر هر پ...
رفاقت
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 20:50
رفاقت بار سنگینیست کسی که به دوش میکشد یک دنیا وفا دارد
آرامش
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 20:41
ارامش یعنی تو زندگیت به هیچ کس و هیچ چیز وابسته نباشی اینطوری نه دیگه حسرت به دست اوردنشو میخوری نه غم از دست دادنشو
مردونگی
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 20:37
مردونگی به چیست؟ به تیپ؟ به ریش؟ به سبیل؟ به خالکوبی روی بدن؟ به هیکل گنده؟ به سیگار کشیدن؟ به چی؟ مردونگی به مرام و شخصیته ... برای مردونگی فقط کافیه مرد باشی نه نامرد ...
خیانت
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 20:35
برای خیانت 1000 زاه وجود دارد اما هیچ کدام به اندازه ی تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست.
فقر
-
تاریخ: 1392/1/16 ساعت: 2:57
آنکه تنش را برای نان شب می فروشد ، به جرم فاحشگی سنگ اش می زنیم ؛ سزای مایی که ذهنمان را ارزانتر فروخته ایم چیست ...
سرپیری و معرکه گیری
-
تاریخ: 1391/12/29 ساعت: 18:30
پیرمرد عاشق به زنش گفت : بیا یادی از گذشته های دور کنیم. من میرم تو کافه منتظرت و تو بیا سر قرار بشینیم حرفای عاشقونه بزنیم پیرزن قبول کرد. فردا پیرمرد به کافه رفت. دو ساعت از قرار گذشت، ولی پیرزن نیومد. وقتی برگشت خونه، دید پیرزن تو اتاق نشسته و گریه میکنه. ازش پرسید: چرا گریه میکنی؟ پیرزن اشکاشو پ...
قهوه نمکی
-
تاریخ: 1391/12/30 ساعت: 1:48
پسر، دختر را در یک مهمانی ملاقات کرد. خیلی برجسته بود، خیلی از پسرها دنبالش بودند در حالیکه پسر کاملا طبیعی بود و هیچکس بهش توجه نمی کرد … آخر مهمانی، دختر را به نوشیدن یک قهوه دعوت کرد، دختر شگفت زده شد اما از روی ادب، دعوتش را قبول کرد. در یک کافی شاپ نشستند، پسر عصبی تر از آن بود که چیزی بگوید، د...
زن
-
تاریخ: 1391/12/24 ساعت: 23:41
در برابر هر زني كه خسته از صفت كاذب(حماقت) است ....مردي وجود دارد كه از پوشيدن نقاب (عاقل نما يي) رنج مي برد در برابر هر زني كه خسته از برچسب (احساساتي بودن) است....مردي وجود دارد كه (از حق گريه كردن و احساساتي بودن) محروم است در برابر هر زني كه از( دستمزدي كه شايستگي اش را دارد )محروم است......مردي...